سيد علي اكبر قرشي

51

قاموس قرآن ( فارسي )

ذكر كرده و گويد در لغت قديم نام آن عروبه بود . در تفسير برهان از كافى از امام باقر عليه السلام منقول است كه مردى از حضرتش سئوال كرد چرا جمعه ، جمعه ناميده شد ؟ فرمود : خداوند در روز ميثاق ( عالم ذرّ ) مردم را بولايت محمّد و وصىّ او جمع كرد پس به جهت جمع خلق آن را جمعه ناميد . رجال اين حديث جز محمّد بن موسى همه از بزرگان و موثّقيناند و نيز در آن كتاب از مجالس شيخ و اختصاص مفيد نيز اين حديث نقل گرديده و اللَّه العالم . جمل : شتر نر . ايضا طناب كشتى ( قاموس - اقرب الموارد ) در صحاح آن را مطلق شتر و نيز طناب كشتى گفته و نر بودنش را از فرّاء نقل كرده است * ( وَلا يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ حَتَّى يَلِجَ الْجَمَلُ فِي سَمِّ الْخِياطِ . . . ) * اعراف : 40 سمّ بمعنى سوراخ است و سمّ كشنده را سمّ گويند كه در بدن نفوذ مىكند خياط بمعنى سوزن است . عده‌اى از مفسران « جمل » را در آيه بمعنى شتر گرفته و اينطور تفسير كرده‌اند : آنها به بهشت داخل نميشوند تا شتر داخل سوراخ سوزن شود . به نظر نگارنده اين معنى از دو جهت بعيد است يكى آنكه مناسب سوراخ سوزن شتر نيست دوّم اينكه در اين صورت « ابل » و يا « بعير » گفته ميشد كه بمعنى مطلق شتر است نه جمل زيرا شتر نر اختصاصى از اين حيث ندارد ولى اگر جمل را در آيه بمعنى طناب كشتى بگيريم چنان كه از 3 لغت معتبر نقل شد آن دو اشكال وارد نيست و معنى اين مىشود : وارد بهشت نميشوند تا طناب بادبان كشتى ( با آن ضخامت ) از سوراخ سوزن بگذرد . و در هر دو صورت آيه مبيّن آنست كه دخول كفّار به بهشت امكان پذير نيست . در قاموس و اقرب الموارد آن را در آيه ريسمان كشتى گفته‌اند و بعضى از مفسران از ديگران بطور احتمال نقل كرده‌اند .